تبلیغات
عاشقانه - خیانت(فصل سوم)
 
عاشقانه
چهارشنبه 27 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : پیام رضایی       
سعید حالا که شبکه کردن سیستم ها رو یاد گرفته بود سعی داشت تا این کار رو عملی انجام بده و درست چند روز قبل برادرش یه کافی نت رو خرید .حالا سعید میتونست کلی سیستم رو شبکه کنه و نقطه ضعف های خودش رو ببینه.
آخرین شب ماه رمضون بود و فردا عید فطر.سعید همراه خواهرزاده اش بعد افطار به کافی نت رفتن.سعید که داشت کار میکرد و خواهرزاده اش هم چون تنها بود باهاش رفت.
تا نزدیک اذان صبح اتمام کار به طول انجامید و نیم ساعت به اذان مونده سعید یه حس بدی داشت ,برا ی همین به همون سایت چت رفت و دید اسم شادی جون اونجاست.
اول باور نکرد ,آخه نمیتونست باور کنه اون دختر پاک بهش خیانت کنه اما وقتی با یه اسم دیگه رفت و باهاش حرف زد و زمان شماره دادن رسید و سعید شماره خواهر زاده اش رو داد و وقتی دختر زنگ زد دنیا برای سعید تیره و تار شد.
به روی خودش نیاورد چون دوست نداشت خواهر زاده اش چیزی بفهمه.
اما توی دلش آشوبی به پا بود.
حالا داشتن اذان رو میگفتن و اونها به مسجد برای نماز عید رفتن و از اونجا هم به خونه اما سعید تو تمام اون مدت هیچی رو نمیفهمید که کجا میره یا چه کار میکنه.
سعید فکر میکرد خدا اون دختر رو به خاطر اینکه گناهی نکرده و هر سال روزه گرفته به عنوان هدیه تو زندگیش قرار داده.
اما حالا اون دختر بر خلاف قولش به سعید تو سایت چت بود و شماره میداد.
یه پیام به دختر داد و خواست همه چی تموم بشه.
سعید حالا توی خونه و در همون اتاقی بود که تمام این ماجراها از اونجا شروع شده بود.
دختر زنگ زد و سعدی رد تماس .نمیخواست به خاطر اینکه عصبانی بود به دختر توهینی کنه ,اما دلش پیش دختر بود و نمیتونست ازش دل بکنه برا همین برداشت که دختر قسم خورد اون نبوده و دوستش نگار بوده تا اینکه نگار اومد و ماجرا رو تعریف کرد.
سعدی بازم ناراحت بود که چرا نگار شماره شادی رو میده اخه دوست نداشت دوست پسر نگار به تلفن شادی بزنگه.
دوست داشت فقط اون خط مال خودش و عشقش باشه نه دست هر کسی.
سعید خیلی خوشحال بود چون هنوز میتونست اون دختر رو داشته باشه و خوشحال بود که بهش خیانت نشده بود.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 17 مرداد 1396 01:57 ب.ظ
Hey I know this is off topic but I was wondering if you knew of any widgets I could
add to my blog that automatically tweet my newest twitter updates.
I've been looking for a plug-in like this for quite some time and
was hoping maybe you would have some experience with something like this.
Please let me know if you run into anything. I truly enjoy reading your blog and I look forward
to your new updates.
جمعه 13 مرداد 1396 12:19 ب.ظ
Stunning quest there. What happened after? Take care!
سه شنبه 3 مرداد 1396 08:55 ب.ظ
Oh my goodness! Awesome article dude! Thanks,
However I am going through problems with your RSS.

I don't understand the reason why I can't join it.
Is there anybody getting identical RSS issues? Anyone who knows the
answer can you kindly respond? Thanks!!
سه شنبه 15 فروردین 1396 12:39 ب.ظ
Great web site you've got here.. It's hard to find quality writing like
yours nowadays. I seriously appreciate individuals like you!
Take care!!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


 
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : پیام رضایی
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :