عاشقانه
یکشنبه 1 مرداد 1391 :: نویسنده : پیام رضایی       
شب ها رو تا سحر بیدارم برای همین بعد سحر مثل یک مرده میخوابم
دیشب هم شکر خدا غذام خوشمزه شده بود خدا رو شکر میکنم واسه این مسئولیت پذیریم
اگر من نباشم دو تا خواهر زاده هام خواب میمونن و باید بدون سحری روزه بگیرن 
منو باش مثلا میخواستم امسال رو نگیرم
این قسمت بحث من بر میگرده به دختری که هنوزم دوسش دارم
امروز صبح خیلی تماس گرفتی
اما اشتباه بزرگی کردی که اون خط رو روشن کردی
من تا امروز سکوت کردم و در تماس هات حرف نمیزدم تا تصمیمت رو بگیری و  اگر منو میخوای تکلیفت رو روشن کنی
و بیای زندگی کنیم
اما با این کارت دیگه منتظرتم نمی مونم
خیلی منم دلم هواتو کرده همین که میزنگی و نمی تونم بحرفم
زندگی با تو واسم مهمه اگر سکوت کردم فقط واسه اینکه ببینم برنامت چیه
وقتی میزنگی دلم میخواد باهات بحرفم و سبک بشم 
نمیدونی چقدر درد تو دلمه که داره خفم میکنه
تو هنوز فکر میکنی یکی محتاجت باشه باهاش بحرفی هنره که اون خط رو میندازی و منو تهدید میکنی با شاهین میحرفی
بحرف
برو بحرف
تا الان صدامو نداشتی و حالا خودمو ازت میگیرم
تا بفهمی اشتباه کردی با انداختن اون خط




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


 
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : پیام رضایی
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

 
   
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic