عاشقانه
شنبه 31 تیر 1391 :: نویسنده : پیام رضایی       
خدا شکرت مردم امروز از فکر کردن
داشتم میمردم
نمیدونستم امسال روزه بگیرم یا نه
تصمیم گرفته بودم که نگیرم
اما داشت وجدانم میشکت منو
ساعت یک و نیم دارم قیمه درست میکنم 
با خدا لج کرده بودم واسه کاری که سه سال پیش در حقم کرده بود
اما چه کنم که میدونم همه کارهاش حکمت داره و حتما این کارشم حکمت داره
خدا خودش میدونه که سه سال پیش تو همچین شبی باهام چی کار کرد و کی رو تو زندگیم آورد
وای چقدر امشب دلم واسش بی قراره
خیلی ها روزه نمیگیرن نمیدونم چه طوری
من امروز که داشتم بهش فکر میکردم بگیرم یا نه 
وجدانم داشت منو میکشت 
از فکر کردن بهش داشتم داغون میشدم چه برسه به اینکه بخوام بهش عمل کنم و نگیرم
خدا شکرت به خاطر پدر و مادرم که زحمت کشیدن و با هر سختی بود لقمه حروم سر سفره نیاوردن
آخ امشب مامان چی کار میکنه 
چقدر امسال تنهان 
هیچ کس پیششون نیست چقدر سخته واسه اونها که همیشه دورشون شلوغ بوده
امشب برای من یه دنیا خاطراته داره که تا زنده ام تو خاطرم میمونه
خدایا کمکم کن نزار پام بلغزه 
نزار مادر و پدرم هیچ وقت از داشتم تاسفم بخورن و باعث سرافکندگی اونها جلوی تو بشم





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


 
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : پیام رضایی
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

 
   
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic