عاشقانه
چهارشنبه 21 تیر 1391 :: نویسنده : پیام رضایی       
خدایا خوبی 
کجایی خیلی دیگه منو یادت رفته
من که تو رو یادم نمیره پس تو کجایی
خیلی سرت شلوغه 
بنده هات خیلی اذیتت میکنن
دیگه یادی از ما نمیکنی
شاید من تو رو دارم فراموش میکنم
شاید ایمانم بهت کم شده
دیگه هیچی نمیدونم
این همه سال انتظار 
میبینی کاراتو خدا
بنده ای رو بهم دادی که سه سال با تمام نیروش عاشقم کرد
حالا هم میگه فقط دوست باشیم
خدایا چی بهش گفتی تو که منو میشناسی
انگار بندت یادش رفته من اهل دوستی نیستم
اگر انتخابش کردم فقط علتش خودت بودی که بهم دادیش
و منم تو این سالها فقط چشم انتظار موندم تا بتونم تا ابد کنارم باشه
میدونی که همه تو فامیلم میشناسنش
حتی مامان هم دوسش داره
حالا میگه بی خیال فقط دوست باشیم
خدا من بهت ایمان دارم 
میدونم کارهات بی هدق نیست
از هر کاری منظوری داری و هر عملت حکمتی داره
پس حکمت این کارو چرا بهم نمیگی
میدونم ما بنده هات عجولیم
نمیزاریم که به وقتش بهمون نشون بدی
اما یه کوچولو پارتی بازی کن بزار بفهمم حکمت کارت چی بوده
بزار بدونم اون میخواد چی کار کنه
از روزی که بهم گفته برو دنبال زندگیت و تو زندگیت روی من حساب نکن
خیلی حالم گرفته است
نمیفهمم پس این چند سال چرا این همه هزینه کرد
چرا بعد هر دعوا میومد و ازم میخواست که دوباره کنارش باشم
خدایا درک نمیکنم
خیلی خسته ام این روزها از این همه فکر
میدونم دوستم داری
پس مثل همیشه منو زیر بال و پرت بگیر
و کمکم کن





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


 
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : پیام رضایی
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

 
   
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic